جای خالی
Attendre یا espérer؟ داستان جای خالی دربارهی انتظار و امید
منتظر اتوبوس بمانید، به صندلی امیدوار باشید و تأخیر را انتظار داشته باشید. هشت جای خالی سفر فرانسوی را با attendre، espérer و s’attendre à پر کنید؛ همراه با ترجمه.
- A2
- 8 gaps
- همراه با ترجمه
- این را در دفتر A2 یاد بگیرید →
خلاصه
Attendre یعنی منتظر چیزی ماندن: J’attends le bus. Espérer یعنی امید داشتن: J’espère avoir une place. S’attendre à یعنی انتظار داشتن: Je m’attends à un retard. میتوانید همزمان منتظر چیزی باشید و امیدوار باشید زود برسد.
زرد نکتهای که باید به خاطر سپردBlue فرانسوی برای یادگیری
| معنا | الگو | مثال |
|---|---|---|
| منتظرِ چیزی ماندن | attendre + nom | Nous attendons une réponse. |
| امید داشتن به انجام کاری | espérer + infinitif | J’espère partir demain. |
| امید داشتن که | espérer que + proposition | J’espère que tu viendras. |
| انتظار داشتن | s’attendre à + nom | Je m’attends à un retard. |
عبارت انگلیسی «wait for» در فرانسوی با مفعول مستقیم میآید: attendre le bus، attendre une amie. با espérer، مصدر را مستقیم پس از فعل بگذارید: espérer trouver une place. برای امید ساده به آینده، پس از que از آیندهی وجه اخباری استفاده کنید: J’espère que le bus arrivera bientôt.
| فاعل | attendre | espérer | s’attendre |
|---|---|---|---|
| je | j’attends | j’espère | je m’attends |
| nous | nous attendons | nous espérons | nous nous attendons |
| vous | vous attendez | vous espérez | vous vous attendez |
| ils / elles | ils / elles attendent | ils / elles espèrent | ils / elles s’attendent |
در ایستگاه اتوبوس
پیدا کنید:
هشت جای خالی: از راهنمای فارسی استفاده کنید
Un départ un peu lent
Ce matin, je pars à Lyon avec mon amie Nora. Il est huit heures dix et j’(منتظر ماندن: attendre، حال) le bus devant la gare. Ma valise est à côté de moi. J’(امید داشتن: espérer، حال) trouver une place assise, car le trajet dure une heure. Nora arrive et me demande : « Tu (منتظر ماندن: attendre، حال) depuis longtemps ? » Je lui montre l’horloge.
Nous regardons la circulation. Les voitures avancent lentement. Je (انتظار داشتن: s’attendre، حال) à un retard. Nora, elle, (امید داشتن: espérer، حال) que le bus arrivera dans cinq minutes. Nous (منتظر ماندن: attendre، حال) encore un peu sous l'abribus.
Enfin, le bus arrive. Il reste deux places au fond. Nous (امید داشتن: espérer، حال) arriver à Lyon avant midi pour retrouver nos amis. Pendant le trajet, Nora envoie un message. Nos amis nous (منتظر ماندن: attendre، حال) près de la gare. Ils ont déjà choisi un café pour le déjeuner.
آن را به انگلیسی بخوانید
امروز صبح با دوستم Nora به Lyon میروم. ساعت هشت و ده دقیقه است و بیرون ایستگاه منتظر اتوبوسم. چمدانم کنارم است. امیدوارم صندلی پیدا کنم، چون سفر یک ساعت طول میکشد. Nora میرسد و میپرسد: «مدت زیادی است منتظری؟» ساعت را نشانش میدهم.
به ترافیک نگاه میکنیم. ماشینها آرام حرکت میکنند. انتظار تأخیر دارم. Nora امیدوار است اتوبوس پنج دقیقهی دیگر برسد. کمی بیشتر زیر سرپناه ایستگاه اتوبوس منتظر میمانیم.
بالاخره اتوبوس میرسد. دو صندلی در عقب مانده است. امیدواریم پیش از ظهر به Lyon برسیم تا دوستانمان را ببینیم. در طول سفر، Nora پیامی میفرستد. دوستانمان نزدیک ایستگاه منتظر ما هستند. از قبل کافهای برای ناهار انتخاب کردهاند.