مقیاس
چقدر گرسنهاید؟ از un petit creux تا je meurs de faim
مقیاس گرسنگی در فرانسوی، از j'ai un petit creux تا j'ai une faim de loup و je meurs de faim، و همین مفهوم برای تشنگی و خستگی.
- A2
- 6 steps
- کمی گرسنه → خیلی گرسنه
- این را در دفتر A2 یاد بگیرید →
خلاصه
از کمی گرسنه تا در حال مردن از گرسنگی: j'ai un petit creux, j'ai faim, j'ai très faim, j'ai une faim de loup, je meurs de faim. در فرانسوی avoir faim (گرسنگی داشتن) به کار میرود، هرگز être faim نه.
زرد نکتهای که باید به خاطر سپردBlue فرانسوی برای یادگیریقرمز دقت کنید

خیلی گرسنه
- Je meurs de faim !از گرسنگی دارم میمیرم!اغراق، مانند انگلیسی.
- J'ai une faim de loup.از گرسنگی میتوانم یک اسب بخورم.در معنای تحتاللفظی، گرسنگیِ یک گرگ.
- J'ai très faim.خیلی گرسنهام.
- J'ai faim.گرسنهام.Avoir faim، هرگز être نه.
- J'ai un peu faim.کمی گرسنهام.
- J'ai un petit creux.کمی دلم ضعف میرود.در معنای تحتاللفظی «یک حفرهی کوچک».
کمی گرسنه
کاربردش را بشنوید
- Coloc
Tu as faim ?
گرسنهاید؟
- Toi
J'ai une faim de loup ! Je n'ai pas déjeuné.
از گرسنگی میتوانم یک اسب بخورم! ناهار نخوردم.
- Coloc
Moi, j'ai juste un petit creux. On commande une pizza ?
من فقط کمی دلم ضعف میرود. پیتزا سفارش بدهیم؟
همین الگو برای تشنگی و خستگی هم به کار میرود: j'ai soif → je meurs de soif؛ je suis fatigué → je suis crevé (خودمانی) → je suis épuisé. توجه کنید خستگی با être میآید، اما گرسنگی، تشنگی، گرما و سرما با avoir: j'ai chaud, j'ai froid, j'ai sommeil.
Je suis crevé, je vais me coucher.
از خستگی له شدهام، میروم بخوابم.
خستگی با être میآید.
Il fait chaud, je meurs de soif !
هوا گرم است، از تشنگی دارم میمیرم!
- Je suis faim.J'ai faim.
گرسنگی با avoir میآید.
- J'ai très faim de loup.J'ai une faim de loup.
اصطلاح بهتنهایی به کار میرود.