Pour peu que · une petite condition suffit
1 · اندکی کافی است
به «فقط کافی است…» فکر کنید: کمی توجه، کمک یا وقت، نتیجه را به جریان میاندازد. نتیجه میتواند مطلوب یا نامطلوب باشد.
Pour peu qu’on lui pose une question, il parle pendant une heure.کافی است یک سؤال از او بپرسید تا یک ساعت حرف بزند.
Pour peu qu’on ait un peu de temps, on peut relire le dossier.با کمی وقت میتوانیم پرونده را دوباره بخوانیم.
2 · شرط را در وجه التزامی (subjonctif) بیاورید
عبارت وجه التزامی (subjonctif) میگیرد، حتی اگر برآوردن شرط آسان باشد. صورتهایی مانند ait، soit و fasse وجه را آشکار میکنند.
| avoir → qu’on ait | داشتن |
| être → qu’elle soit | بودن |
| faire → qu’il fasse | انجامدادن / ساختن |
Pour peu qu’elle soit disponible, elle nous aidera.اگر او کمی وقت آزاد داشته باشد، کمکمان میکند.
3 · زمان نتیجه را جداگانه انتخاب کنید
نتیجهی حال میتواند عادت را توصیف کند؛ نتیجهی آینده آنچه در پی میآید. فعل اصلی بیرون بند وجه التزامی (subjonctif) میماند.
Pour peu qu’on insiste, il accepte.کمی پافشاری کافی است تا او موافقت کند.
Pour peu que tu fasses attention, tu trouveras la différence.کافی است توجه کنید تا تفاوت را پیدا کنید.
4 · معنای شرطِ کوچک را حفظ کنید
Pour peu que بر اندکبودنِ نیاز تأکید میکند. À condition que شرط لازم را میگوید. Si tant est que تردید دارد که اصلاً شرط برقرار باشد.
Je participerai à condition que tu sois là.شرکت میکنم، به شرطی که شما آنجا باشید.
Ce projet réussira, si tant est qu’il soit réalisable.این پروژه موفق خواهد شد، اگر اصلاً عملی باشد.
5 · پس از que بند کامل بیاورید
پس از que نهاد و فعل صرفشده هست. پیش از on، صورت qu’on را بنویسید. عبارت جداگانهی pour peu d’argent یعنی «با پول کم».
Pour peu qu’on relise les chiffres, l’erreur devient évidente.کافی است ارقام را دوباره بخوانیم تا خطا آشکار شود.
