Le subjonctif · huit repères
1 · ضرورت: il faut que
پس از il faut que یا il est important que، برای جملهوارهی بعدی فاعل مستقل و فعلی در وجه التزامی (subjonctif) بیاورید.
Il faut que tu sois à l’heure.باید بهموقع باشید.
Il est important que nous ayons tous les documents.مهم است که همهی مدارک را داشته باشیم.
2 · آرزوها و درخواستها: vouloir que
وقتی میخواهید کسی کاری انجام دهد، پس از vouloir que، souhaiter que و demander que وجه التزامی (subjonctif) بیاورید.
Je veux que tu viennes avec moi.میخواهم با من بیایید.
Elle souhaite que son fils réussisse.او امیدوار است پسرش موفق شود.
3 · احساسات: être content que
احساس میتواند دربارهی واقعیتی باشد و همچنان وجه التزامی (subjonctif) بگیرد. این وجه واکنش شما به آن واقعیت را نشان میدهد.
Je suis contente que vous soyez là.خوشحالم اینجا هستید.
C’est dommage qu’il ne puisse pas venir.حیف است که او نمیتواند بیاید.
4 · شک و احتمال
پس از douter que، il est possible que و il se peut que وجه التزامی (subjonctif) بیاورید. یقین مثبت، مانند je suis sûr que، وجه اخباری میگیرد.
Je doute qu’elle sache la réponse.شک دارم که او پاسخ را بداند.
Il est possible qu’il pleuve demain.ممکن است فردا باران ببارد.
5 · Penser: باور مثبت، شک منفی
penser que مثبت معمولاً وجه اخباری میگیرد. ne pas penser que منفی هنگام بیان شک معمولاً وجه التزامی (subjonctif) میگیرد؛ اگر گوینده بر واقعیت تأکید کند، وجه اخباری هم ممکن است.
Je pense qu’il est disponible.فکر میکنم او وقت آزاد دارد.
Je ne pense pas qu’il soit disponible.فکر نمیکنم او وقت آزاد داشته باشد.
6 · Espérer و souhaiter وجههای متفاوتی میگیرند
در جملهی مثبت، espérer que معمولاً وجه اخباری میگیرد. برای رویداد آینده، زمان آینده بیاورید. Souhaiter que وجه التزامی (subjonctif) میگیرد.
J’espère que tu viendras demain.امیدوارم فردا بیایید.
Je souhaite que tu viennes demain.امیدوارم فردا بیایید.
7 · هدف: pour que و afin que
برای بیان نتیجهای که میخواهید فرد دیگری به آن برسد، وجه التزامی (subjonctif) بیاورید. برای فاعل یکسان، pour + مصدر به کار ببرید.
Je parle lentement pour que tu comprennes.آرام صحبت میکنم تا شما بفهمید.
Je pars tôt pour arriver à l’heure.زود میروم تا بهموقع برسم.
8 · بیان خلاف انتظار و انتظارکشیدن
Bien que و jusqu’à ce que وجه التزامی (subjonctif) میگیرند. Même si در تقابل واقعی زیر وجه اخباری میگیرد.
Bien qu’il soit fatigué, il reste avec nous.با اینکه خسته است، پیش ما میماند.
Même s’il est fatigué, il reste avec nous.حتی اگر خسته باشد، پیش ما میماند.
J’attends jusqu’à ce que tu sois prêt.منتظر میمانم تا آماده شوید.
