Compétences et expérience · les phrases utiles
1 · مهارت را نام ببرید
از des compétences en + حوزه، یا savoir + مصدر برای کاری مشخص استفاده کنید.
| développer ses compétences | مهارتهای خود را پرورش دادن |
| mettre ses compétences en pratique | مهارتهای خود را به کار گرفتن |
J’ai des compétences en gestion de projet.من مهارتهای مدیریت پروژه دارم.
Je sais organiser une réunion et rédiger un compte rendu.میتوانم جلسهای ترتیب دهم و صورتجلسه بنویسم.
2 · تجربه و مدت آن را بیان کنید
برای سابقهی کلی از avoir de l’expérience استفاده کنید. همراه با مدتزمان، d’expérience را به کار ببرید.
| acquérir de l’expérience | تجربه کسب کردن |
| un stage de six mois | دورهی کارآموزی ششماهه |
J’ai de l’expérience dans l’accueil des visiteurs.من در خوشامدگویی به بازدیدکنندگان تجربه دارم.
J’ai deux ans d’expérience dans une association.من دو سال سابقهی کار در یک انجمن دارم.
3 · وظیفه را به مهارت پیوند دهید
ذکر یک کار، عنوان مهارت را ملموس میکند. Pendant mon stage زمان انجام آن را مشخص میکند.
Pendant mon stage, j’ai préparé les plannings de l’équipe.در دورهی کارآموزیام، برنامههای زمانی گروه را آماده میکردم.
Cette expérience m’a permis de développer mes compétences en organisation.این تجربه به من کمک کرد مهارتهای سازماندهیام را پرورش دهم.
4 · تجربههای جداگانه را بشمارید
Une expérience professionnelle میتواند یک دورهی کار باشد. در بافتی دیگر، une expérience میتواند به معنای آزمایش باشد.
Ce stage a été ma première expérience professionnelle.این دورهی کارآموزی نخستین تجربهی کاری من بود.
En cours de sciences, nous avons fait une expérience.در کلاس علوم آزمایشی انجام دادیم.
