مقیاس
چقدر ترسیدهاید؟ فرانسوی از inquiet تا terrifié
از کمی نگرانی تا خشک شدن از وحشت: هفت واژهی فرانسوی ترس را پلهپله یاد بگیرید، با اصطلاحات واقعی مانند avoir la trouille.
- A2
- 7 steps
- کمی → وحشتزده
- این را در دفتر A2 یاد بگیرید →
خلاصه
واژههای ترس فرانسوی از inquiet / inquiète (نگران) و avoir peur (ترسیدن) تا effrayé·e (ترسیده)، terrifié·e (وحشتزده) و glacé·e d'effroi (خشکشده از ترس) میروند. در گفتار خودمانی: j'ai la trouille، j'ai les jetons.
زرد نکتهای که باید به خاطر سپردBlue فرانسوی برای یادگیریقرمز دقت کنید

وحشتزده
- glacé·e d'effroiخشکشده از وحشتادبی، برای داستانها.
- terrifié·eوحشتزدهElle était terrifiée.
- avoir une peur bleue deاز چیزی وحشت داشتنJ'ai une peur bleue des araignées.
- effrayé·eترسیدهکمی نوشتاری: un enfant effrayé.
- avoir la trouille / les jetonsاز ترس خشک شدن (خودمانی)میان دوستان بسیار رایج.
- avoir un peu peurکمی ترسیدنخنثی و روزمره.
- inquiet / inquièteنگرانJe suis inquiet pour l'examen.
کمی
کاربردش را بشنوید
- Léo
Tu veux voir le film d'horreur ?
میخواهی فیلم ترسناک ببینی؟
- Toi
Bof… j'ai une peur bleue de ce genre de film.
ای… من از این جور فیلمها وحشت دارم.
- Léo
T'as la trouille ? C'est juste un film !
ترسیدی؟ فقط فیلم است!
- Toi
Justement, je vais faire des cauchemars toute la semaine.
دقیقاً، تمام هفته کابوس میبینم.
Avoir peur de + اسم یا مصدر: j'ai peur du noir، j'ai peur de tomber. Avoir peur que با وجه التزامی (subjonctif) میآید: j'ai peur qu'il soit en retard. ترس آبی (peur bleue) اصطلاح ثابت است: رنگ دیگری نمیتوانید به کار ببرید.
J'ai peur qu'il pleuve demain.
میترسم فردا باران ببارد.
Il était glacé d'effroi devant la porte ouverte.
او جلوی درِ باز از وحشت خشک شده بود.
- Je suis peur.J'ai peur.
ترس با avoir میآید.
- J'ai peur des tomber.J'ai peur de tomber.
De + مصدر.