مقیاس
چقدر خستهاید؟ فرانسوی از fatigué تا épuisé (و crevé)
Un peu fatigué، fatigué، crevé، épuisé، mort de fatigue، à bout: مقیاس خستگی در فرانسوی، با واژههای خودمانی و رسمی و روش کاربردشان.
- A2
- 7 steps
- کمی خسته → بسیار خسته
- این را در دفتر A2 یاد بگیرید →
خلاصه
از کمترین تا بیشترین: un peu fatigué, fatigué, très fatigué, crevé (خودمانی), épuisé, mort de fatigue, à bout. برخلاف گرسنگی، خستگی با être میآید: je suis fatigué. برای خوابآلودگی از avoir sommeil استفاده کنید.
زرد نکتهای که باید به خاطر سپردBlue فرانسوی برای یادگیری

بسیار خسته
- Je suis à bout.دیگر بریدهام.جسمی و عاطفی.
- Je suis mort(e) de fatigue.از خستگی مردهام.اغراق.
- Je suis épuisé(e).از پا افتادهام.
- Je suis crevé(e).له شدهام.خودمانی.
- Je suis fatigué(e).خستهام.
- J'ai sommeil.خوابم میآید.Avoir sommeil.
- Je suis un peu fatigué(e).کمی خستهام.
کمی خسته
کاربردش را بشنوید
- Partenaire
Tu as l'air crevé.
انگار از خستگی له شدهای.
- Toi
Je suis épuisé, j'ai travaillé douze heures.
از پا افتادهام، دوازده ساعت کار کردم.
- Partenaire
Va te coucher, je fais la vaisselle.
برو بخواب، من ظرفها را میشویم.
Crevé (در معنای تحتاللفظی «ترکیده»، مانند لاستیک) واژهی روزمرهی خودمانی است؛ épuisé خنثی و قوی است. Je suis à bout فراتر از خستگی است و به فشار و محدودیت عاطفی میرسد. برای خستهکننده بودن چیزی، fatigant (صفت) یا épuisant به کار ببرید.
Cette semaine a été épuisante.
این هفته فرساینده بوده است.
J'ai sommeil, je vais faire une sieste.
خوابم میآید، میروم چرت بزنم.
Les enfants sont crevés après la piscine.
بچهها بعد از استخر از خستگی له شدهاند.
در مطب پزشک بهجای زبان عامیانه بگویید Je suis très fatigué(e) depuis deux semaines. برای بازیابی انرژی: se reposer (استراحت کردن)، faire une sieste (چرت زدن)، récupérer (توان گرفتن) و faire la grasse matinée (صبح دیر از خواب بیدار شدن).
- J'ai fatigué.Je suis fatigué(e).
خستگی با être میآید.
- Je suis sommeil.J'ai sommeil.
خوابآلودگی با avoir میآید.